
...من هرگز از صانعی و حرفی که زده دفاع نمی کنم. گرچه اون عباراتی که میگه و از یک حکایت نقل می کنه رو مصداق فقهی حد نمی دونم. ولی اصولاْ با هرگونه فحاشی مخالفم. در دین اسلام ما حتی نسبت به فحاشی در مورد نامسلمانان و دشمنان نهی شدیم اما متاسفانه امروز بعضی ها دوست و دشمن رو وحشتناک قاطی کردند!! و جز فحاشی حربه دیگری برای مقابله ندارند. اما آنچیزی که در این مطلب دوست داشتم از برخی رفقای حامی وضع موجود و ابقای رئیس جمهور بپرسم این نکته است که:
هر کسی در حد و اندازه خود باید امر به معروف و نهی از منکر کند. چرا حالا که آقای صانعی آن هم در یک جمع نیمه خصوصی یک حرف نادرستی را زده و به رئیس جمهور فعلی و قانونی کشور توهین کرده رگ گردنشان متورم شده و از عصبانیت در مقابل این مرجع تقلید هر فحاشی متقابلی را نثار می کنند. اما در برابر یکی از مداحان معروف و قدیمی تهران که حامی جدی رئیس جمهور فعلی هم هست و نه یک بار که چندین بار مسئولین عالی رتبه نظام را نه غیر مستقیم که کاملاْ مستقیم و صریح به حرام زادگی و صفاتی از این دست* آن هم در مجالس اهل بیت (علیهم السلام) و مجالس عمومی متهم می کند موضع سکوت اتخاذ کرده و برخی حتی ابراز خرسندی نیز می کنند؟!!؟؟ چرا در برابر یک عمل دو گونه موضع متفاوت؟ الحمدلله رهبر معظم انقلاب اجازه یکه تازی این مداح را در مراسم عزای اهل بیت(ع) در بیت رهبری ندادند و چند سالی است که حضور کم رنگی در این گونه مراسم دارد.
همانطور که در ابتدای مطلب گفتم. بنده هرگز دفاعی از عملکرد این مرجع تقلیید نمی کنم ولی دوستان را به این نکته فرا می خوانم که کمی انصاف داشته باشید و در اعمال و رفتارتان کمی هم به فکر آخرت خود باشید...
گاه نوشت محمد نوری زاد
اگر با این سخن ناراحت می شوید و برمی آشوبید و رگ های گردنتان بر می جهد ، بدانید که در مسلمانی خود صادق نیستید . چرا ؟ خواهم گفت .
دیده ام که قرآن را : " خواندنی " معنا کرده اند . و چه معنای درست و دلنشینی . که یعنی قرآن برای تشریفات و آذین و مراودات اینچنینی نیست . برای خواندن و مطالعه و اندیشیدن روز به روز است . مثل چیزی که دیدنی یا بوییدنی یا خوردنی یا بردنی یا گفتنی باشد . قرآن : خواندنی است . درآیات الهی به مواردی برمی خوریم که نگاه تازه ای از باورهای موکد را به ما یادآور می شوند . مثلا خدای متعال در عین غیرتمندی نسبت به پیامبرش ، زیباترین وجوه آزادی بیان را در قرآن متذکر شده و آن را مرور فرموده است . بطوری که می توان با استناد به این آیات ، بسیاری از نگرانی های جامعه را به دور ریخت و به همدیگر و به مسئولین از زاویه ای دیگر نگریست . معنای باطنی این آیات می گوید : اگر یک روز از عده ای بشنویم که رییس جدید قوه قضاییه فردی جادوگر است ، این سخن ، هرگز دراندازه ای نیست که باید به جرم این سخن ، دودمان گویندگان این سخن را به باد داد . و یا اگراز کسی بشنویم که شخص رییس جمهور با بیان مواردی که از یک کودک نابالغ هم برنمی آید ، فردی روانی و نامتعادل است ، نباید دستگاههای اطلاعاتی صبوری خود را از کف بدهند و بساط زندگی او را برچینند . خدای متعال همانند روایتگری صادق ، در آیات متعددی به پیامبرش می فرماید که تو را جادوگر و دیوانه و شاعر و ساحر خطاب می کنند . از سخن اینان ناراحت نشو . این سخن الهی هرگز درامتداد خود معنای جدال و تنبیه گویندگان این سخنان را ندارد . که اگر داشت ، برابری ناسزا و تنبیه ، کارکرد تذکاری خود را از دست می داد . من از این معنا به این مهم راه می برم که درحد حرف ، باید به آزادی بیان تمکین کرد . غربی ها به این سخن قرآن عمل کرده اند . بطوری که شما درهر مقام و موقعیتی می توانی به رییس جمهور آمریکا ناسزا بگویی و مواخذه هم نشوی . اگر چه بلحاظ اخلاقی ، گوینده ناسزا ، از بلندای انسانی خود سقوط می کند اما بلحاظ حقوقی ، گوینده ناسزا مجرم تلقی نمی شود . ایکاش صبوری ما آنقدر بالا بود که مثل غربی ها از اطلاق یک سخن ناگوار برنمی آشفتیم و شقیقه هایمان متورم نمی شد . قبول دارم که یک چنین مسئله ای شاید ضروری فعلی جامعه ما نباشد . ما در امهات مسائل احتماعی متوقف مانده ایم . اما بالا بردن دیوار تقدس در اطراف مسئولین و پرهیز دادن مردم به این که به این مسئول مقدس مبادا متعرض شوید و گزند کلامی به او برسانید نیز هیجانی است که ما را به سوی دیگری از هویتمان پرتاب می کند . شاید پرونده های فراوانی در دستگاه قضایی داشته باشیم که مقدمه جرمشان همین سخن نازیبا باشد . سخنی که می شد از آن عبور کرد اکنون به جرمی سنگین تغییر چهره داده است . فکر می کنم تا رسیدن به آن موقف ، راهی دراز در پیش داریم . اینطور نیست ؟
----------------------------------------------------------------------------
خیلی وقت بود از محمد نوری زاد خبر نداشتم. تا اینکه این مطلب رو تو وبلاگش دیدم. اول باورم نشد. چرا که او مدتها در کیهان قلم می زد و این مواضع منصفانه و خوب از او باورپذیر نبود. اما وقتی این مطلب و مطلب دیگری تحت عنوان " من طرفدار انقلاب مخملی ام" (برای خواندن مطلب به لینک های روزانه همین وبلاگ مراجعه کنید) رو از نوری زاد خوندم.حس کردم که لزومی ندارد به نویسندگان کیهان بدبین باشم. و به قول رهبر عزیزم راه صلح و صفا باز است. و همه می توانند مواضعی منصفانه داشته باشند. حتی شریعتمداری و رئیس جمهور هم می توانند هلو باشند!! اینطور نیست؟