تبليغاتX
دلنوشته ها
متن کامل پاسخ سانسور نشده علی مطهری به کیهان

آقای حسین شریعتمداری بخواند

در شماره پنجشنبه 15/5/88 روزنامه کیهان مقاله‌ای تحت عنوان «آقای علی مطهری بخواند» به نام آقای محمد امینی درج شده بود که چون شامل توجیه شرعی و ایدئولوژیک ظلم‌هایی است که در حوادث بعد از انتخابات از طرف نیروهای امنیتی کشور بر مردم روا داشته شد، سکوت درباره آن را جایز ندیدم و البته از اهانت‌هایی که به شخص اینجانب شده بود در می‌گذرم و پاسخ را خطاب به جناب آقای شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان می‌نویسم از آن جهت که با شناختی که از روزنامه کیهان دارم، می‌دانم که این گونه امور در این روزنامه به حکم ماهیت امنیتی آن به شکل پروژه دیده می‌شود که مثلا بناست فلان شخصیت یا فعال سیاسی را خراب کنیم و البته در این راه معمولا هدف وسیله را توجیه می‌کند و هم از آن جهت که سطرسطر این گونه مقالات بلکه همه مقالات سیاسی و اجتماعی که در کیهان درج می‌شود، باید مطابق میل جناب شریعتمداری باشد.

از نظر نگارنده اساسا کیهان اعتقادی به آزادی بیان ندارد و به خاطر کتمان حقایق و بی تفاوتی نسبت به ناراستی‌های حکومت، آن هم به بهانه حفظ نظام، از دوستان نادان و البته خیرخواه انقلاب اسلامی به شمار می‌رود و دوستیهای آن با انقلاب و ولایت فقیه از قبیل دوستی‌های خاله خرسه است که معمولا ضرر آن از نفع آن، دافعه آن از جاذبه آن و دشمن سازی آن از دوست سازی آن بیشتر است. 

برای نمونه، آیا در روزهای اخیر، کیهان به طور جدی درباره قتل ناجوانمردانه چند جوان در بازداشتگاه‌ها و لزوم معرفی و مجازات عاملان آن خبر یا مطلبی درج کرده است؟ هرچند برای پاسخ به نظرات اینجانب مجبور شده است اشاره ای به این موضوع بکند. همین مقدار هم نسبت به کیهان قابل تقدیر است، شاید هم از دست آقای شریعتمداری در رفته است.

از همین جا پاسخ اینجانب به این پرسش که چرا برخی مقاله‌هایم در روزنامه اعتماد ملی و مانند آن چاپ می‌شود روشن می‌شود و آن این است که اساسا کیهان و برخی روزنامه‌های دیگری که خود را اصولگرا نامیده‌اند، مقالات امثال اینجانب را که به دردهای جامعه می‌پردازد و با مذاق توجیه‌گر آنها سازگار نیست درج نمی‌کنند، چنان که کیهان بارها مقالات اینجانب را پس فرستاده است. زبان حال کیهان این است که ما مقالات شما را چاپ نمی‌کنیم، شما هم حق ندارید به روزنامه‌های دیگر بدهید و اگر دادید ما در ستون «کیهان و خوانندگان» از قول مردم! انتقاد می‌کنیم.

اما درباره مقاله مذکور، نویسنده محترم استدلال خود را بر چند پایه قرار داده است: اول این که همان طور که علی ـ علیه السلام ـ «حق مطلق» و معاویه «باطل مطلق» بود، در ماجرای اخیر نیز یک طرف حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است. بطلان این سخن آشکار است. دو طرف ماجرای اخیر حق و باطل را ممزوج کرده اند؛ گرچه کفه حق در یک طرف و کفه باطل در طرف دیگر برکفه مقابلش می‌چربد. حمایت ولی فقیه از یک طرف این ماجرا دلیل بر این نیست که آن طرف حق مطلق است و طرف دیگر باطل مطلق. مثلا همان طور که آقای موسوی با اصرار بر مسأله تقلب، مردم را تشویق به حضور در خیابان‌ها کرد و زمینه آشوب‌ها را فراهم نمود، آقای احمدی نژاد نیز با نحوه خاص مناظره خود با آقای موسوی و اتهام زنی به افراد غایب در آن جلسه، آغازکننده این ماجرا و عامل اصلی پدید آمدن فضای احساسی و هیجانی و تنگ شدن فضای عقل و تدبیر و زمینه‌ساز آشوب‌ها به شکل دیگر بود.

پایه دوم استدلال نویسنده محترم این است که در چنین میدانی که یک طرف، حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است، اهل حق از هر وسیله می‌توانند استفاده کنند و هر ظلمی در حق اهل باطل رواست. اگر جوانی را که برای تماشای تجمعی آمده یا در آن تجمع شرکت کرده و حداکثر شعار داده، گرفتند و به بازداشتگاه کهریزک بردند و پس از دو هفته جنازه او را در حالی که آثار ضرب و شتم روی آن باقی است و فک او را شکسته‌اند، تحویل خانواده‌اش دادند؛ خانواده‌ای که در این دو هفته از هر گونه اطلاع رسانی درباره فرزندش محروم بوده، مسأله مهمی نیست، بلکه حقش بوده چون اهل باطل بوده است!

پایه سوم استدلال نویسنده آن مقاله این است که مسئولیت وارد آمدن صدمه جسمی و حتی قتل این گونه افراد به عهده رهبران گروه باطل است که اینها را به میدان آورده‌اند؛ گرچه اهل حق از بدترین روش‌های غیرمجاز استفاده کرده باشند. سخن معاویه در جنگ صفین که پس از شهادت عمار یاسر و سخت شدن کار بر او (چون پیامبر (ص) درباره عمار فرموده بود تو را گروه سرکش خواهند کشت) گفت، عمار را علی کشت که او را به این جنگ آورد. این سخن از نظر نویسنده آن مقاله در صورتی که معاویه اهل حق بود و علی ـ علیه السلام ـ اهل باطل. درست بود، مهم این است که در گروه اهل حقیم یا اهل باطل.

بطلان این مطلب نیز بدیهی و آشکار است. اساسا اهل حق یا باطل بودن در این مسأله دخالتی ندارد، سخن در این است که عمار یاسر مستقیم به دست چه گروهی کشته شد، لشکر معاویه یا لشکر علی؟ در ماجرای امروز ما نیز سخن در این است که افرادی مانند محسن روح الامینی و محمد کامرانی که در اثر رفتار خشونت بار در بازداشتگاهها به قتل رسیده اند مستقیما توسط چه گروهی شکنجه و کشته شده اند و این ظلم بزرگ متوجه کدام گروه است؟ اگر این افراد به تشویق آقای موسوی به خیابان آمده باشند، در واقع آقای موسوی اینها را سالم به بازداشتگاه تحویل داده است، چرا خانواده آنها باید جنازه شان را تحویل بگیرند؟! اگر توجیهات نویسنده مقاله را بپذیریم، اصلا مردم در هیچ مسأله‌ای حق اعتراض ندارند و اگر اعتراض کنند می‌توان با آنها به هر نحوی برخورد کرد و حتی آنها را کشت زیرا آنها اهل باطلند و ما اهل حق!

ممکن است گفته شود در یک بحران اجتماعی این گونه حوادث که به دست مأموران خاطی پدید می‌آید، طبیعی است. در پاسخ می‌گوییم: بله، ما هم قبول داریم که گاهی به دست مأموران خودسر چنین حوادثی پدید می‌آید، همچنان که در جریان فتح مکه به دست مسلمین، پیامبر اکرم (ص) اصرار داشتند که این کار بدون درگیری و خونریزی انجام شود اما خالد بن ولید، یکی از فرماندهان سپاه اسلام، در گوشه‌ای از مکه به خاطر دشمنی‌های شخصی یک درگیری ایجاد کرد و هشت نفر را کشت، اما مهم این است که پس از چنین حوادثی وظیفه ما چیست؟

آیا باید مانند روزنامه کیهان به بهانه حفظ نظام این حوادث را کتمان کنیم که گویی اتفاقی نیفتاده است، یا باید مانند پیغمبر اسلام عذر تقصیر به درگاه خدا ببریم و از این کار تبری بجوییم و خسارات وارده به مردم را جبران کرده و مجرم را مجازات کنیم، همچنان که رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی فرمودند کسانی به نام رهبری وارد کوی دانشگاه شدند و کارهایی کردند که دل انسان را خون می‌کند و در جای دیگر دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک و مانند آن و به تازگی دستور حمایت از آسیب دیدگان و مجازات آسیب زنندگان را صادر نمودند.

اما متأسفانه مسئولان مربوط، این دستورات را جدی نمی‌گیرند، زیرا تفکرشان مانند نویسنده مقاله کیهان این است که با معترضین به روند انتخابات اخیر چون اهل باطلند، هر گونه‌ای که بخواهیم می‌توان رفتار کرد و دستورات رهبری صوری است، در حالی که همان طور که رهبر انقلاب خوب تشخیص داده‌اند، تنها راه فروکش کردن این بحران این است که مقصران دو طرف ماجرا مجازات شوند. لذا علاوه بر رسیدگی به اتهامات محرکان این حوادث، باید مأموران و فرماندهانی که مرتکب این فجایع شده‌اند با نام و نام خانوادگی و عکس در صدا و سیما و روزنامه‌ها معرفی شوند و مجازات آنها که از سوی دادگاه تعیین می‌شود اعلام گردد و ترتیبی اتخاذ شود که مردم مطمئن شوند که این مجازات‌ها انجام می‌شود نه مانند داستان قتل‌های زنجیره‌ای و قتل زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب که معلوم نشد کار قاتلان و خاطیان به کجا انجامید.

نکته دیگر اینکه نویسنده مقاله کیهان به اینجانب اعتراض کرده است که چرا به شهادت 9 تن از بسیجی‌ها و مظلومیت آنها توجه ندارید. پاسخ این است که رذالت آن گروه اندک که اعتراض آرام را تبدیل به اغتشاش کردند و به اموال عمومی آسیب رساندند و بسیجیان نورانی ما را به شهادت رساندند، امری بدیهی است و مورد اختلاف نیست. به علاوه این بسیجیان شهید که اکنون ما در پرتو فداکاری آنها و همرزمانشان در آسایشیم و مقاله می‌نویسیم و خانواده‌های آنها، حامی و پشتیبانی به نام نظام جمهوری اسلامی دارند و نیازی به حمایت امثال بنده ندارند.

ما از مقتولان و مظلومانی سخن می‌گوییم که حامی ندارند و عده‌ای می‌خواهند قتل و ظلم به آنها را به نام حفظ نظام و اهل باطل بودن توجیه کنند. اینجاست که سکوت جایز نیست و سخن علی ـ علیه السلام ـ به یاد می‌آید که وقتی به اوخبر رسید که لشکر معاویه به شهر انبار تعرض کرده و خلخالی را از پای یک زن یهودی و اهل ذمَه که تحت حمایت حکومت اسلامی است بیرون آورده‌اند فرمود: اگر یک مسلمان پس از شنیدن این واقعه از غصه بمیرد، از نظر من مورد ملامت نیست. اگر ما شیعه علی هستیم چگونه می‌توانیم درباره جنایات اخیر ساکت بمانیم؟! اگر از غصه بمیریم مورد ملامت نیستیم.

از اینها گذشته، ما می‌توانستیم این بحران را به گونه‌ای مدیریت کنیم که بسیاری از این شهادت‌ها و قتل‌ها و آسیب‌ها اتفاق نیفتد. می‌توانستیم آن هیجان عظیم معترضان را که به دنبال تبلیغات انتخاباتی و خصوصا مناظرات نامناسب و گاه ناجوانمردانه به اوج خود رسیده بود، با دادن چند مجوز تجمع و ادامه مناظرات درباره روند انتخابات در صدا و سیما به تدریج فرو بنشانیم و با مردم عادی که مسأله‌دار و دچار شبهه شده بودند و واقعا فکر می‌کردند که در انتخابات تقلب شده با احترام برخورد کنیم، آنگاه می‌دیدیم که مهار این بحران به دلیل رشد اجتماعی و هوش بالای مردم ما کار چندان مشکلی هم نبوده است.

شما به سکوت در برابر به خاک افتادن «بسیجی» معترضید، ولی ما علاوه بر آن، به بر خاک افکندن «بسیج» به خاطر رو در رو قرار دادن آن با مردم عادی معترضیم.

به خاطر داریم که چند سال پیش در سالگرد حادثه 18 تیر در حوالی دانشگاه تهران و کوی دانشگاه به مدت پنج شب گروهی از مردم در خیابان‌ها شعار می‌دادند و خودروها بوق می‌زدند و تجمعاتی برپا بود، اما در این پنج شب حتی یک قطره خون از بینی کسی نیامد، زیرا مدیریت آن بحران به عهده فرد عاقلی به نام قالیباف فرمانده وقت نیروی انتظامی بود. اما وقتی ما مدیریت بحران اخیر را به دست افرادی مانند طائب می‌دهیم که با باتوم بیشتر مأنوس است تا فکر و عقل و تدبیر، نتیجه همین خواهد بود. اگر مدیریت انتظامی این بحران به دست افراد عاقل و باتدبیری چون سرداران قالیباف، طلایی، صفوی و علائی بود آنگاه درمی‌یافتیم که مدیریت بحران یعنی چه.

نکته آخر اینکه نویسنده مقاله کیهان اینجانب را به پیروی از روش شهید آیت‌الله مطهری توصیه کرده است. این توصیه ناشی از شناخت ناقص ایشان از آن متفکر شهید است. آن بزرگوار در همان دو ماهی که پس از پیروزی انقلاب در قید حیات بود روی این گونه مسائل بسیار حساس بود. به خاطر دارم زمانی که سران رژیم گذشته را محاکمه و مجازات می‌کردند ایشان به عنوان نزدیکترین یار امام خمینی (ره) و رئیس شورای انقلاب، با آقای خلخالی تماس گرفتند و او را مورد عتاب قرار دادند که چرا با بازداشت شدگان بدرفتاری شده است و ما حق هیچ گونه تعرضی به آنها را نداریم، مجازات آنها همان است که دادگاه تعیین می‌کند.

به هر حال، در شرایط حساس امروز همه باید تلاش کنیم کشور را به سوی آرامش و کار و تلاش و تولید سوق دهیم.
کلام خود را با سخنی از امیر المؤمنین (ع) خطاب به مالک اشتر پایان می‌دهم:

«از خونريزى بپرهيز، و از خون ناحق پروا كن، كه هيچ چيز همانند خون ناحق عذاب الهى را نزديك و مجازات را بزرگ نمى‏كند و نابودى نعمت‏ها را سرعت نمى‏بخشد و زوال حكومت را نزديك نمى‏گرداند، و روز قيامت خداى سبحان قبل از رسيدگى اعمال بندگان، نسبت به خون‏هاى ناحق ريخته شده داورى خواهد كرد، پس با ريختن خونى حرام، حكومت خود را تقويت مكن، زيرا خون ناحق، پايه‏هاى حكومت را سست مى‏كند و بنياد آن را بركنده به ديگرى منتقل می‌سازد»
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:10  توسط محمد مسعود  | 

متن کامل صحبتهای قالیباف علیه احمدی نژاد

من فکر میکنم جلسه خوبیه فکر میکنم خیلی شفاف و روشن صحبت بشه . از هر مقدمه ایی فاکتور میگیرم و فقط اصل مطالب رو میگم . یه سری مطالب رو میگم هم حرف دلم رو میزنم هم حرف سیاسی اصلا نمیگم هر کدوم از این سوالات یه پاسخ سیاسی داره که حتما در جاهای دیگه اون حرف سیاسی رو زد. همه حرفهایی که اینجا برای شما میزنم یقین بدانید که سند قطعی اون حرفها رو دارم که میزنم اگر اگر ذره ای هم بالا پایین باشه فردای قیامت مدیون یکایک شما بشم به اضافه مدیون همه اون بچه هایی بشم که تو جنگ با هم بودیم و شهید شدند .منتها این بحث ها بحث هایی نیست که شما بتونید عین مطلب رو ارائه کنید اینها دیگه بحث هایی نیست که شما بتونید تو موبایلتون ظبط کنید اینها رو میتونید به عنوان یه کد داشته باشید بعدا با هر ادبیاتی که میخواهید اینو ارائه کنید اشکال نداره ولی به نقل از من و رفرنس من شاید یه روزی من ضرورت بدونم خودم بعضی حرفها رو با صراحت جاش بزنم . ولی من میخوام رابطه خودم رو با قدرت و موضوع سیاست برای شما تعریف بکنم . من واقعا خودم از سیاست و عالم قدرت حالم به هم میخوره حرف دلمم میگم خیلی ها اومدند گفتند قالیباف این حرف رو نزن .آقایون ، سیاست تو کشور ما رو یه منجلاب فرا گرفته از بالا تا پایین هم فرا گرفته این نیست بگیم این سمت دارن اون ندارند . تو علما نیست تو دانشگاهیها هست تو جبهه ایا نیست تو نمیدونم غیر جبهه ایا هست . همه رو فرا گرفته هر کی بگه من نمیدونستم حرف بی خودی گفته . یعنی امروزمن هم تو عالم سیاست درمنجلاب دارم حرکت میکنم . اینم از بدبختی انقلابه . اینم از سر شکستگی ماست . که برای یک ارزشهایی انقلاب کردیم گذشت زمان نا اهلهایی پیدا شدند که این برکه ما رو آلوده اش کردند . نکته دومی که من میخوام بخش رابطه خودم با قدرت رو بگم ممکنه در ذهن شما باشه که آقای قالیباف چرا آمدید شما یقین بدونید منو صدا زدند و بهم دستور دادند بیام تو عالم سیاست . دیگه از این صریح تر که نمیتونم بگم . من جزو اونایی نبودم که غلغکم بشه بگم بابا دیگه به ما تعارف ریاست جمهوره شده دیگه حالا چراقبول نمیکنی با سر بدو. به این امام رضا میگم جمعی که این کار رو دنبال کردند البته جمعی که من میگم اونها واسطه بودند که اومدند بحث رو به من منتقل کردند و بعد من دنبال کردم ، به این معنی که حسن علی و حسین قلی و حزب و گروه که به من نمیتونند بگن سرتیپ نیرو انتظامی ، که بیا تو ریاست جمهوری ، روشنه کجا به من میتونه بگه بیا کجا میتونه بگه نیا . لذا اونهایی که به من گفتند بیا ، من خودم مخالف بودم .مفصل چهل ، چهل و یک دلیل نوشتم که من اهل این کارا نیستم خوشم هم نمیاد . از عالم سیاست هم خوشم نمیاد . خوششون اومد از ما ، گفتند بیا ما هم اومدیم . شما یقین کنید آقای شاملو، شما منو خوب میشناسید.اگر امروز به تشخیص خودم بخوام عمل کنم یک لحظه در عالم سیاست نمی مونم بافرض اینکه یقین کنم این دوره رئیس جمهورم . به قطره قطره خون شهدا نمیام . چون هیچ ضرورتی نمیبینم براش . حتی آخرت خودم رو در خطر می بینم . منکه چهل وشیش هفت سال از عمرم رفته و همه عمرم در انفلاب بودم همه عمرمم گذاشتم ، اصلا نمی ارزه که این ده سالی که از عمر طبیعی ام هست ، من چی رو امروز می خوام که ندارم . واقعا چه چیز رئیس حمهور بشم گیرم میاد که امروز نیومده . قدرت بخوام دستمه ، پول بخوام دستمه ، منزلت بخوام دستمه ، هوای نفس بخوام دستمه ، اصلا هیچ چیز نیست که من در پست ریاست جمهوری بخوام بایستم و به جهت مادی گیر من بیاد که امروز گیرم نیومده باشه . البته من کار خدا پیغمبریش هم کار ندارم . ولی مادی ، قدرت طلبی ، دنیایی نه معنوی . من یه روز خدمت آقا عرض کردم که اگر وظیفه منه تو این عرصه بمونم ادامه بدم . خدمت آقا عرض کردم . اگر به تشخیص خودمه الان میرم خونمون . اگر به تشخیص شماست تو عرصه میمونم . منتها من یه آدمی ام که عقل هم دارم . من مثل بعضی آدمها نیستم که چشمهام رو ببندم کور کورانه پیش برم .شهید مطهری میگه که پیامبر که مبعوث شده ، پیامبر با این عظمت پیامبر ماست ، این برای شما حجت ظاهریه . شما یه حجت باطنی هم دارید اون عقله . دین با عقل با هم منطبقند . شما هرکجا دیدید که یه کاری انجام میدید که با عقل سازگاری نداره ، حتما برید پیدا کنید ،ریشه دینیش هم لقه . ممکنه گدشت زمان یه چیزی برای شما درست کرده باشند بدهند دستتون به عنوان باورهایی . شما یقین کنید که من در عرصه سیاسی حرفم رو محکم میزنم و اون جایی که باید سربازی کنم ، سربازی میکنم و حتما اونجایی که باید تسلیم هم بشم سربازی میکنم . من خدمت شما یه نکته ایی رو بگم . این بار یه وقتی آقا به من فرمودند که آقای قالیباف شما یه وقتی حواست باشه کارهایی انجام میدی یه وقت احساس میکنی ، البته این از بزرگواری آقاست البته ها . اینو بهتون میگم که دلتون با آقا قرص تر و مطمئن تر بشه . به من میگه که اقای قالیباف شما بعضی وقتها ممکنه یه کاری بکنی که احساس میکنی که من از این کار خوشم میاد ،شما احساس میکنی میل من به این کاره .شما اون کارو انجام میدی خوب هم انجام میدی ، ولی آقای قالیباف بدان اون میل من و خوش اومدن من حجتی بر تو نیست . تو برای انجام اون کار در پیشگاه خدا باید حجت داشته باشی . نداشته باشی باید خودت جواب بدی . حجت اون وقتیه که من با صراحت به شما میگم این کارو بکن . فردا اگر خداوند از شما سوال کرد چرا این کارو کردی میگی ولی فقیه ام گفت . این میشه حجتت . ولی اگه میتونی بگی ولی فقیه به من هیچی نگفت ولی من احساس کردم خوشش میاد خدا هم میگه خو بسخود کردی فکر کردی خوشش میاد . خوش آمدن ولی فقیه که حجت بر تو نیست ، دستور ولی فقیه بر تو حجته . این حرف آقاست ها . تو یه جلسه ایی که ما خدمتش بودیم ، دو نفری ، این بحث ما بود . من چون تو عالم سیاست بدون اذن ایشون کاری برای خودم ، شانی قائل نیستم در بیست و نه خرداد ، یکشنبه ، بین دو انتخابات ، من رفتم خدمت آقا . درست در سی تیر بعد از مرحله دوم هم رفتم خدمت آقا . اولی رو من درخواست کردم رفتم ، دومی رو آقا منو صدا کردند رفتم . توی اولی که من رفتم خدمت اقا من ازایشون سوال داشتم ، رفتم خدمت ایشون عرض کردم که به هر حال چهار میلیون و دویست سیصد هزار نفر به من رای دادند ، بگذریم که حالا که رای هامو به احمدی نژاد دادند که اونها واقعا افتضاح هایی بود که هر کی این کارها رو میکنه خیانته .بحثهایی که تو تریبون نماز جمعه حلالیت طلبیدن ، مشکلی رو حل نمیکنه . آقای جنتی توی تریبون عمومی نماز جمعه حلالیت طلبید ، حداقل بیش از صد نفر اومدن پیش ایشون دم شورای نگهبان که آقای جنتی مگه شما حلالیت نطلبیدی ، ما شما رو حلال نمیکنیم . اینم سند ما رو جواب ندادی . این جور که مشکلی حل نمیشه . شما فرمودید که پیغمبر خدا دم مرگش اومد از مردم حلالیت خواست حالا به مردم جواب هم نمیدی . نمیتونی بشون جواب بدی . من اون وقتها رو کار ندارم ، اون که اعلام کردند چهار میلیون و دویست سیصد هزار صد هزار، حالا هرچی ، چهار میلیون ، خدمت آقا عرض کردیم حالا چهار میلیون به من رای دادند . این اعتبار ، به آقا هم عرض کردم مال من نیست . این اعتبار مال انقلابه ، مال نظامه ، من نمیتونم این اعتبار رو به تشخیص شخصی خودم انجام بدم . و واقعا به ایشون عرض کردم که آقا من بین آقای هاشمی و بین آقای احمدی نژاد که ما ناگزیر شدیم بین این دو نفر یکی رو انتخاب کنیم ، من اومدم از شما سوال کنم شما به من بگین من چی کار کنم ، برا من بشه حجت . آقا تامل کردند گفتند واقعا شما به تشخیص نرسیدید ؟ گفتم واقعا نه . گفتم من نمیتونم به اونها بگم نصف شما برید دنبال آقای هاشمی نصف شما برید دنبال آقای احمدی نژاد . آقا تاملی کردند و به من گفتند به هر چیز که خودت رسیدی همون عمل کن . به آقا گفتم این برای من شد حجت . من خواهشم از دوستان اینه که این چهار خطی رو که من بین دو انتخابات نوشتم رو حتما روی سایتها هستش دیگه ، خواهش میکنم اون چهار خط رو با دقت امروز بخونند . چه اون روز خیلی ها به من متعرض شدند که من چرا اون رو نوشتم ، من هیچ وقت نگفتم ، به آقای شیران به آقای مفیدی ، برای هیچ کس نگفتم که من خودم از آقا اذن گرفتم بعد خودم نوشتم .اگر آقا به من میگفت شمابرو با احمدی نژاد من حتما به احمدی نژادرای میدادم .اگر ایشون به من میگفت برو با آقای هاشمی من حتما به آقای هاشمی رای میدادم . ایشون به من گفت آقا جان واقعا خودت به هر تشخیصی رسیدی تااینجا ( دو ثانیه مفهوم نیست ) لذاگفتم دوستانی که با من بودند هر کسی به تشخیص خوش عمل کنه . دوست داره ستادش رو بذاره اختیار آقای هاشمی ، سلمنا . دوست داره بره پیش آقای احمدی نژاد هم بره . حتی دوستان اصولگرای من هم اومدند گفتند آقای قالیباف توقعمون اینه که تو ، به اونا نگفتم من از کجا اذن گرفتم ، آقای احمد توکلی همه اومدند پیش من . از تیم آقای احمدی نژاد ، از تیم آقای هاشمی . هر کاری کردند ، گفتند آقای قالیباف بابا کبوتریه رو هوا، بفروش ، گفتم نه . تو عالم سیاست از این کارا نکردم ، نمیکنم . نه به این باج میدم نه به اون . من قبول ندارم . به اونا نگفتم من حجتی ندارم . اون سه خط چهارخط رو نوشتم .

نگاه کنید ، آقای شاملو ، ما نمیتونیم رفتار دو گانه توی کشور داشته باشیم . رفتار دوگانه در نظام جمهوری اسلامی با اسم انقلاب و نظام و با اسم اطاعت از رهبری ، اگر درش نفاق بشه ، دیگه نفاق نفاقه . شما اگه مال حروم بخورید در شما اثر وضعی داره . فرق نمیکنه شما شراب خوردی مال حروم میخوری یا مرجع عالیقدری مال حروم میخوری . مال حروم یه اثر وضعی داره که تو شکم اگه رفت تو رو از مسیر خارجت میکنه . نفاق ، دورویی ، ریا ، اثر وضعی داره . نمیتونی بگی اگه آقای خاتمی و اصلاحات بود بده اگر دولتی به اسم اصولگرا و آقای احمدی نژاد و قالیباف بود خوبه . بد ، بده . من از شما سوال میکنم ، دولت اگر دولت اصول گراست ، اینم من دارم با شما میگم ، من به شما میگم آقای احمدی نژاد تایع ولایت نیست به حرف رهبری گوش نمیکنه . من اگه روزی بنا شد به حرف زدن ، به صراحت بیش ار پونزده تا کد روشن میارم ، که از دایره خود من هم خارج نشه ، که اگر فردا من یه حرفی رو میام در تلویزیون مون میزنم که پنجاه میلیون نفر گوش میکنند ها ، بعد ممکنه آقا به من بگن که چرا این حرف رو زدی ، اگر دروغ زده باشم ایشون گوش من میگیره به دفتر میگه اطلاعیه صادر کن قالیباف یه حرف دروغ گفت . به من منع میکنند . آقا به ایشون دستور داد همون اول ، حالا من نمیگم . من در پی پنج تیری که رفتم ، یکشنبه بعدش که رفتم ، نسبت به آقای احمدی نژاد دو تحلیل کردم هر روز هم بیشتر رفتم جلو بیشتر یقین کردم . آقای لاریجانی یه روز اومد به من گفت آقای قالیباف حالا امروز من یقین کردم که اینا ( دو ثانیه مفهوم نیست ) واقعند. یه بحثی بین من و آقای لاریجانی بود که من ایشون رو ( احمدی نژاد)آدم سالم و صالحی در کار نمیدونم ، انقلابی هم نمی شناسمش ، راستگو هم در کارش نمی شناسم ،سرباز ولایت هم نمیدونمش . ولایت رو که کرنر( ؟؟) میذاره ، مکلف میکنه ولایتم یه کارهایی هم بکنه ، ولایت هم ناگزیر میشه برای مصلحت این کار رو انجام بده . من با صراحت این حرف رو میزنم به عنوان قالیبافی که ( نامفهوم)، ما ( نامفهوم) هم هستیم یعنی از اونایی که از رو تشعشع آتیش می پریم ، برای اینکه حرفمون رو میزنیم .شما فکر میکنید مثلا من اتفاقی رفتم تو شهرداری . همه شورای شهر که با من مخالف بودند .شورای شهری که دست آقای احمدی نژاد بود ، شورای شهر دوم .شما جایی سراغ دارید که بدون دعوت ، آقای گلپایگانی با آقا مشهد بودند ، از مشهد بدون اطلاع ما آمدند ، ما نشستیم دیدیم یکی آمد ، دیدیم محافظ آقای گلپایگانیه .من تعجب میکردم . اومد بغل دست من ، بلند شدم جناب آقای گلپایگانی اومد بغل دست من تو جلسه معارفه من برای شهرداری . بدون اینکه ایشون رو دعوت کنند ایشون اومد رو سکو حکم شهرداری رو نگذاشت وزیر کشور بده . اولین باریه که حکم شهرداری رو رئیس دفتر رهبری به دست من داد . چرا این کار رو کرد به نظر شما ؟ اینها رو من دفاع از شخص خودم نمیکنم ، میخوام شما رو روشن کنم که من بدون نظر رهبری تو عالم سیاست یک گام کوچیک بردارم . من به آقای احمدی نژاد اعتقاد ندارم به اندازه یک سر سوزن ولی اگر رهبری به من گفت آقای قالیباف ، آقای احمدی نژاد حتما باید دور بعد بشه ، نه تنها ستادها رو رها نمی کنیم ، همتون رو مکلف میکنم برید به همین احمدی نژادی که یه جو قبولش نداریم ، برید رای بدید . در این تردید نکنید . تردید نکنید من این کارو میکنم . هرکی هم منو میشناسه میدونه من این کارو میکنم . ولی شما بدونید چرا .

آقا منو صدا کردند گفتند آقای قالیباف شما حتما باید برید تو دولت . به آقا عرض کردم من تحلیل خودم رو نسبت به آقای احمدی نژادسه روز بعد از انتخابات به شما دادم . برای من اکل میته است . من ایشون رو نه انقلابی میدونم ، نه حزب اللهی میدونم ، نه تابع ولایت میدونم ، نه مدیر میشناسم ، نه صادق میشناسم . کسی که بپذیره خودش رو گول بزنه . ایشون چیز شد اومد با صراحت گفت من امروز جواب میدم . اومد با همراه خودش گفت که اجازه بدهید من برم دیگه . خودتون که میدونید چه کار میکنه . به نظر من آقای احمدی نژاد با همین توجیهش خودش خودش رو گول زد و داره بقیه رو هم گول میزنه . شما برید رفرنسهایی رو که ایشون میده رو ، عدد رقمها را برید نگاه کنید . از آمار ، از ، اصلا وحشتناکه . بعد از حضور ایشون ،بچه بسیجی ها جمع شده بودند ، بچه بسیجی های تهران ، اومدن اینجا من براشون صحبت کردم . همه علیه من بودن .گفتن آقای قالبیاف تو چرا نرفتی تو دولت ، کمک دولت . چرا نرفتی ؟ حالا رئیس جمهور نشدی ، وزیر کمت بود ؟ تو قدرت طلبی میکنی . بچه بسیج تهرون ، تو مشهد، تو هتل ایران . من روم نشد . چون این آقا جوان بود و خیلی چیزها اولین بار بود نسبت به احمدی نژادگفته میشد. چون شما با صراحت گفتی من اینها رو گفتم . من دیگه تو اون بچه ها نگفتم که آقا منو خواستند و به من دستور دادند من برم تو دولت . آقای احمدی نژاد رو هم خواستند و گفتند آقای قالیباف باید بیاد تو دولت . آقای احمدی نژاد با صراحت این کارو نکرد . گفت نمیکنم ونکرد . آقا همون موقع دستور دادند مشایی رو نذارش گردشگری . ایشون گذاشتش . حکمش رو داد رادیو خوندند ، بعد اومد سراغ آقا . آقای کردان کجاش به اصولگرایی و حزب اللهی میبره که گذاشتنش وزیر ، که الان بوی گندش بالا اومده که زنش تو خونه اش ، بچه اش هم تو خونه اش دیگه باباش رو قبول نداره ، چون این زن و بچه اش نمی دونستن باباش قبلا چه غلطی کرده ، حالا فهمیدن . مدرک تحصیلی اش هم به جهنم . این چه اصولش بود به جای مبارزه با فساد .

آقای ساجدی ما داریم مهندس پروازه ، برادر دو شهیده ، خودش هم رزمنده ، امروز مهندسه تو ایران ایر . ایشون دانشجوی همکلاسی آقای احمدی نژادبوده تو علم و صنعت . اون شبی که همه با هم جمع شدن بریزن سفارت خونه رو بگیرن ،البته آقای احمدی نژاد وقتی رئیس جمهور شده به خونه این تو کرج ( یک کلمه مفهوم نیست ) ایشون برای من نقل کرد که اون شب ما هر کاری کردیم که آقای احمدی نژاد تازه همه بچه حزب اللهی ها جمع شدیم ، بیا بریم ، گفت اصلا این کارها چیه ، نیامد و بعدا گفت این چه کاری بود که امام آمد از اینها دفاع کرد که اینها این کار رو کردند . شما تاریخ آقای احمدی نژاد رو نگاه کنید از قبل انقلاب و بعد انقلاب ، هیچ جا برای انقلاب یک سیلی که نخورده هیچی ،یک جا بیدار خوابی هم برای انقلاب نکشیده . اگر کشیده بگین کجاست ؟ آقای احمدی نژاد جبهه و جنگ مطلقا نبوده . اگر یک روز جبهه میبود پوستراش رو به قد عالم میزد .

مگه روزنامه کیهان مبارزه با آمریکاست ؟ هوشنگ امیر احمدی ، از این خبیث تر و دلال تر و کثیف تر کسی نیست ..ایشون رو ممنوع الورودش کردند به کشور ، به دستور آقا . حالا این دولت برداشت آورد . پنج بار فقط آقای احمدی نژاد شخصا با این آقا ملاقات کرده . که این آقا مصالحه اش رو با آمریکا بکنه .مبارزه با آمریکا ؟ این حرفها چیه . شوخیه اینها . کدوم مبارزه ؟ همین امیر احمدی مصاحبه ایی کرده ، گفته احمدی نژاد با ذلت دنبال ارتباطه آمریکایی ها قبول نمیکنند . آقا اونوقت جلوش رو گرفت که این حرفها رو نزن .

پرفسور مولانا ، ایشون در دل آمریکاست .ایشون بورسیه پنتاگونه . رسما حکم مشاورت گرفته .

این حرفها چیه میزنه ؟ کدوم انقلاب ؟ من نوار آقای مشایی رو برای شما می آرم که صحبت کرده گفته ، اسلام ظرفیت اداره جامعه ندارد . اعتقادی به انقلاب ندارد اینا . اقای مشایی خودش طرفدار منافقین بوده ، خانمش منافقه زندانی بوده ، سه سال زندان بوده . این سه سال بازجوش بوده اومده باش ازدواج کرده . بابا زن وزیر امروز شما فرانسویه . وزیر شما امروز تو کابینه شرب خمر میکنه . من اون روز که بنا شد این حرف رو بزنم حتما گلوم رو باز میکنم تا ته میگم . ما بچه انقلابیم . ما بچه نظامیم . تمام اینا رو میگم ولی شما از من یه چیزو یقین کنید و از یادتون نره ، این تاریخ رو امروز یاداشت کنید . نه ماه دیگه ها ؟ هشت ماه دیگه انتخابات . ( 4 ثانیه مفهوم نیست )

یک من اگر شخصا به خودم واگذار کنند به عنوان قالیباف تصمیم بگیرم ، والله العلی عظیم یقین کنید کاندید دوباره رئیس جمهوری نیستم ، این یک . دو اگر با همه این حرفهایی که میزنم و همه رو با سند برای شما ثابت میکنم و دها مورد از این موردها هست که من بزنم با این دولت . من اسناد و مدارکی از دزدیهای ، دزدی ، تو شهرداری دارم . با همه این حرفها اگر رهبری تصمیمش براین باشه که ما از آقای احمدی نژاد حمایت کنیم نه تنها باش راه میام بلکه ستادهایی که شما درست کردید ، شما ستاد برای قالیباف اصلا درست نکنید.اینو قبلا برای شما گفتم . نگفتم ؟ برای قالیباف ستاد درست نکنید . ستاد درست کنید برای انقلاب . انقلاب هم تثبیتش رو رهبری میکه نه قالیباف . حتما این اطلاعاتی که من دارم شما یقین کنید که رهبری هم داره اگر با این اطلاعات رهبری بدونه که احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور بشه ، حتما هم من خودم رای میدم هم شما رو مکلف میکنم که برید رای بدهید . ممکنه قبول کنید ممکن هم هست قبول نکنید . خودتون میدونید . اگر هم بنا شد حق و باطلی رقابت کنیم ، دیگه مردانه رقابت میکنیم و اجازه به فرصت طلبا دیگه نمیدیم . دیگه خودمون رو سانسور نمی کنیم . دیگه ملاحظه نمیکنیم . اون که حقه میگیم . من بارها گفتم هر حرفی که نسبت به هر کی میزنم ، اگر نتونستم ثابت کنم در کف جاده بخوابونید ، هشتاد ضربه شلاق به من بزنید ولی اگر ثابت کردم بعد نامردیم اگر اون نفر رو باش تعیین تکلیف نکنیم . سنبل اش نکنیم . حق رو فدای مصلحت نکنیم . این یک نکته رو دوستان همه تو این وقت بدونید .واقعا این دولت نسبت به عملکرد تناقض گویی کرده . نفت صد و هفتاد و پنج دلار الان هشتاد و پنج دلار برسه به هفتاد و هفتاد و پج دلار کشور قابل اداره نیست . نه که توسعه ها ، همین نون و آب هم که بخوریم نیست . من دیگه ضعفهای اقتصادی رو دیگه نمیخوام باز کنم . آقای مهندس محبی عدد و رقم دستشه . ما آب نداریم برق قطعه . این مزخرفات چیه حالا ما بنا شده تو مملکت هیچ چیز نگیم . خود مجلس بنا داره ملاحظه کنه . من میگم اگر آقا دفاعهای از این محکم تر از آقای احمدی نژاد نکنه ، شما ملاحظه کنید آقا دفاع میکنه از این طرف مجلس اصولگرا دوباره می خواد وزیر بندازه . من به شما میگم اگر اقا از آبروخودشان برای این دولت نذارند این دولت ، آقای مظفری مجلس بوده میفهمه ، این مجلس هشتم ظرف کمتر از یک ماه همه دولت رو استیضاح میکند. می اندازه پایین . می ریزه پایین . نمیشه اصلا تو جامعه اینها رو گفت دیگه . این قدرت آقای احمدی نژاد نیست ، این خوبی آقای احمدی نژاد نیست که هر روز آقا ازش دفاع میکنه . این ضعفه آقای احمدی نژآده من تحلیل قوی آقا رو دارم . اگر خواستید بعضی ها میدونستند . از قضا انتقادی آقا از عرضم به حضور شما از حمایت آقا خیلی بیشتره ولی منتها ما یه خطر داریم . خطر بی ایمانی های سازمان مجاهدین انقلاب و مشارکتی ها رو هم داریم . اونا هم خطرند . این رو روشن بگم . رفیقای منند . می شناسمشون . اونا از همه گذشته خودشون پشیمون شده اند . من نمی گم جبهه اصلاحات . به طور خاص میگم مشارکت و مجاهدین انقلاب . البته تو همین مشارکت هم بعضی آدمها هستند که به خاطر آدمهایی که هست اصلا نمیرند . مثل آقای بیطرف که وزیر نیرو بود که آدم خیلی درستی بود . حتما حزب اللهیه . یکی مثل آقای بیطرف حتماحزب اللهیه . یک نفر مثل آقای پزشکیان که حالا از تبریز نماینده شده حتما حزب اللهیه .من نمیگم جبهه اصلاحات . بعضی آدمها هستند که خطر جدی اند برای انقلاب و نظام . مثل آقای تاج زاد . مثل آقای ابطحی مشهدی خودمون . مثل آقای امین زاده از دوستان جنوب خراسان . رفیقمونند ولی اینا دیگه اعتقادی به ولایت مطلقه دینی ندارند . ما در یک گیر قرار گرفته ایم . از یک طرف ما نگران بی دینی اینا رو داریم از یک طرف دروغ و تحجر و کثافت کاریهای این ور رو داریم . خیلی سخته تو این لبه حرکت کردن . خیلی سخته ما تو این لبه حرکت کنیم . این بحثها به نظر من خیلی بحثهای جدی و عمیقیه . البته من تحلیل این بحثها رو دارم که چرا این اتفاق افتاد چرا اون اتفاق افتاد . من بحث هام رو تمام کنم که اگر دوستان سوالی دارند بپرسند

ما در عالم سیاست فقط به یک دلیل ممکنه عاقبت به خیر بشیم . این یک دویی نداره . اینه که ما در عالم سیاست تابع محض ولایت باشیم . تابع محض . نه اینکه بگیم اینجا ولایت اشتباه گفت من طور دیگه ایی میگم . تابع محض و شما یقین کنید که من جز این جور دیگه ایی عمل نمیکنم . لذا اینطور تو ذهنتون نباشه که مثلا رهبری نظرش این باشه که قالیباف نیاد تو میدون من بگم نه من هستم . من به شما اطمینان میدم که من اگر مخیر به واگذاری امر به خودم باشه ، به اختیار خودم باشم با علم به اینکه حتما رای میآرم ، حتما نمی یام . ( 4 ثانیه نا مفهوم ) شما نگاه کنید تو کمسیون اصل نود ، خود آقای صادق محصولی رفته اونجا اقرار کرده من نود و خورده ایی ملیارد تومن ثروت دارم . بزرگ ترین کسی بوده که تو نفت ، مافیای نفت از قبل کار کرده . خوب اینو آورده میخواد چه کار کنه . یادتون هست بهتون گفتم تو نظر آباد ، بنده خدا آقای رستمی و آقای یعقوبی دوستم . آقای العقیدی رو اصلا خود آقای احمدی نژاد آورد تو شهرداری شهروند رو بهش فروخت ، برخلاف قانون بود من جلوش رو گرفتم . اسناد و مدارکش هست . این محمدی زاده استاندار شما هم کارچاق کنش بود ، حق و حسابش رو هم گرفته . بگید بهش قالیباف اینو بهتون گفت . که معاون خدمات شهری شهرداری بود . بعد میان میگن اینا جک بوده . من با قاطعیت به شما میگم که فسادی که امروز تو دولت هست هیچ وقت نبوده . با قاطعیت این حرف رو میزنم .

شما نگاه کنید ایشون دیروز که مصاحبه کردند ، آقای مصباحی مقدم آخونده ، حزب اللهی از همین نظامه ، دیگه کاسه صبرش سر اومد مصاحبه کرده تازه یک دهم حرفهاش رو هم نزد . همش و حیف و میل کرد . قورت داد . باورتون نمیشه ماتوجلسه کارگزاران بودیم . ایشون گزارش که میداد ، اصلا همش پچ پچ بود . همه میگفتن دروغه دروغه . باور کنید جناحی و خطی هم نبود . شما وقتی می دیدید از چپ و از راست ، از آخوند و مکلا، از دانشگاهی ، از نهادی و همه میگفتن . می فهمند . ما وقتی میگیم خشکسالی ، آقای مفیدی که سرتون تو کاره ، از سی و پنج هزار مگاوات برق ما چند درصدش از تاسیسات آبی ماست ؟ . نه درصد . دقیق نه درصد . اصلا سدها خشکه . روزی که آقای احمدی نژاد دولت رو تحویل گرفته سی و شش هزار مگاوات برق تو مدار بوده . آقای احمدی نژاد در حضور آقا گفته من دوازده هزار و چهارصد مگا وات تو این سه سال تولید کردم . دوازده به اضافه سی و شش می شه چند ؟ امروز کل نیاز برقی ما که خاموشی نداشته باشیم چقدر نیازه ؟ ما اگر چهل و یک هزار مگا وات داشته باشیم استاندارد داریم . یعنی میتوانیم دو هزار مگا وات ، سه هزار مگا وات ، چهار هزار مگاوات خارج کنیم . خوب برای چی خاموشی داریم اگر دوازده هزار مگاوات تولید کردی . برق داریم که نمی یارید ؟

خوب حالا اگر آب بوده اومدیم زمستون ، چرا باید بره قم بگه زمستون وضعمون بدتر میشه . تازه آقای فتاح که متدین ترین بچه و از وزرای حزب اللهی ؛درست و صادق آدم درست . آقای یعقوبی که اینجاست اونجا مسئول امور قراردادهای ما بوده تو قم ، دفتر امور قرار داد ها ، سه چهار سال مسئول دفتر ما بوده ، اونجا باهاش کار کردیم . بچه بسیار حزب اللهی و درسته ، عاقل هم هست . الان شش هفتا معاون وزیر قوی تر از خودش تو وزارت خونه دم دستش اند و دارند کمکش میکنند و اون به کار نظارت میکنه ، بچه خوبی هم هستند . خوب حالا چرا میگه وضع ما تو زمستون بدتر میشه . خوب تو زمستون که سدها پرآب میشه . خوب چرا وضعمون بدتر میشه ؟ چون اور دار داریم گاز رو میدیم .

آقایان تو حوزه کارمندی دیگه جوانان که دوره امام رو ندیده اند ، دوران جنگ رو ندیده اند ، رژیم گذشته رو که ندیدن ، امروز انقلاب رو با تحلیل میکنند با همسایه های اطرافمون ، با بقیه دنیا . تو این بخش آبرو مون رفته . دیگه ما بچه هامون رو نمیتونیم توجیه کنیم . باور کنید من امروز رفتم سر کلاس دانشگاه تهران ، بچه هایی که حالا تو فوق لیسانس اند متولد سال شصت و سه ، شصت و چهارند ، وسط جنگ به دنیا اومده ، امام رو در حیات ندیده ، بچه نه ساله ده ساله نبوده . امروزه اومده بهم میگه این مسخره بازیها چیه شما در آوردید . من نمیتونم تو جیهش کنم ، به هر حال انقلاب این طوریه .

به هر حال ما که اینجا دور هم جمع شدیم ، نه حزبیم نه گروهیم ، حالا میام میگیم که ما اصول گرای اصلاح طلبیم و از این حرفها می زنیم اما ما بچه جنگ و انقلاب و نظام و سربازهای امام و سربازهای ولایتیم . تو این کشور ما بیشتر به عشیره شبیه ایم تا حزب . ما رو باورهای دینی و باورهای انقلابی کنارهم گذاشتند ، غیر از این هم نباید باشه . وگرنه مثلا شما بی کارید که از اون سر استان اومدید که حالا با قالیباف کار کنیم یا نکنیم . تازه بعدش دردسر دارید ، بدهی درست میشه ، در خونتون سرو صدا میشه ، تلفون میکنند به هر حال باید با یه انگیزه قوی بیام . حالا که شهرداریم نمیتونیم شما رو ببینیم و جواب تون رو هم نمیتونیم بدیم ، رئیس جمهور که شدیم دیگه حتما شما رو کار نداریم .

به هر حال شما یه چیزهای دیگه ایی میبینید ، یه علقه دیگه ای هست ، یه وظیفه دیگه هست نسبت به انقلاب ما ، به نظام ما ، به شهدا به مردم به کشورمون با اینها میخوایم بیام . به شما قطعا اطمینان میدم هر جا غیر از اینها رو در رفتار از من شنیدید مکلف اید محکم به من بگید ، حتی به من نگید ، به روزنامه بگید قالیباف ، تو این حرف رو زدی خلافش عمل کردی . این برنامه ماست ببینیم چی کار می کنیم ؟

من الان بیشترین بستر برای کار سیاسی برای من تو تهرانه . خدا شاهده من تو تهران مطلقا کار سیاسی نمیکنم . حتی تو مساجد که میرم حرف نمیزنم . حرف سیاسی نمیزنم . اصلا .

با همه که در تحریم مطلق دولتم . تحریم مطلق . که هر شهردار دیگه ایی بود یک سال دوام نمیتونست بیاره .شورای شهر آدمهای هستند که دو سه تاشون با من تنظیم اند دلن . بقیه اشون یا احمدی نژادی اند یا اصلاح طلبن . یعنی ریشه ایی با من هماهنگ نیستند . به خون من تشنه اند . اون وقت من با خودم فکر میکنم که خدا چه لطفی کرده که من میتونم اونجا کار کنم خودم می مونم . بی سر و صدا ترین دوره شورای شهر داره به سر می بره . در عینی که شما آقای نجفی رو می شناسید . آقای نجفی اصلا ادم آروم بگیری نیست . اقای نجفی از اونهاست که دولت هم حضور آقا هست ، آقا یه مطلبی میگه ، قبول نداشته باشه همون جا ، تو همون جلسه می گه اقا من حرف شما رو قبول ندارم . به آقا این طوری میگه اون وقت ملاحظه منو میکنه ؟ . خانم ابتکار ملاحظه منو میکنه ؟ آقای مسجد جامعی ملاحظه منو میکنه ؟ از اون طرف آقای بیادیه ، اقای چمرانه.

ولی ما فرهنگ جنگ و جبهه رو داریم . خدا کمک میکنه . خدا میگه اگر کسی در راه با من گام برداره روش رو زمین نمیزنم . منتها ما کم صبریم . خدا صبرش زیاده . ما احساس میکنیم تا یه کم قدقد کردیم باید بلافاصله تخم زرد بیاد . باید صبر کنیم . باید با ایستیم .

تو جنگ خیلیها بودند ، کی فکر میکرد عراق به این وضع فلاکت بار بیافته . خیلی ها دیگه نبودند ، ما این عزت انقلاب رو دیدیم فضاحت حزب بعث و صدام رو هم دیدیم . ممکنه خیلی چیزها تو عمر من وشما باشه که جواب نده مهم اینه که ما کارمون رو درست انجام بدیم . ماتو شهرداری همین الان احمدی نژادی ها ضدند علیه منند علی اطلاق . منتها به کار که میرسه می گن کار آقای قالیباف درسته ، اما این ضد ولی فقیه ، این کارگزارانیه ، این آمریکاییه ، این با فرانسوی ها ریخته ،این سابقه جاسوسی داشته ، این دزده .

رفته بودم ملاقات دکتر حبیبی بیمارستان . رفتم اونجا دیدم آقای حداد اونجاست . خانم دکتر حبیبی و دخترشون اونجا بودند . خوب خیلی آدم تحصیلکرده و به هر حال اروپادیده بودند . آقای دکتر حبیبی رو که می شناسید ، انقلابیه که از مصدق تا امام خمینی و آقا رو درک کرده و اومده تو حوزه ولایت و انقلاب و نظام . اصلا خانواده چادری هم نیستند ، نمی خوام بگم چادر ملاکه میخوام بگم آدمهای این طورین . اقای شریفی هم بودند با من ، اصلا خانواده ایشون رو نمی شناختم . اینها اصلا از جنس ما نیستند ها ، ولی واقعا دیشب خانم دکتر حبیبی گفت ، آقای حداد هم بودند . گفت اگر واقعا بچه های جنگ و جبهه و باورهای بسیج و انقلاب اینهاست . میگفت آقای قالیباف این بچه های من شما رو که می بینند به انقلاب امید وار می شوند . با همین صراحت میگفت . میگفت اینها وقتی آقای احمدی نژاد رو می بینند به آقا هم منتقد می شوند . من بودم آقای حداد بوده .

خوب ما میخوایم انقلاب رو پیش ببریم ، این وظیفه ماست . شما باور کنید من پریشب ، آقای یعقوبی بوده . خانمم از من گله منده ، بچه ام از من گله منده ، دوستام از من گله مندند . وقت براشون ندارم . باور کنید رسیدم خونه اون شب . وقتی رسیدم خونه ده دقیقه به اذان صبح بوده . یعنی من ده دوازده دقیقه بودم اذان صبح رو تلویزیون گفت . نمازم رو که خوندم یک ساعت و نیم دو ساعت یه استراحت کردیم دو مرتبه رفتیم . منو بچه های ستاد دیده بودند گفتم من واقعا اصلا نخوابیدم . من اینجا با شما صحبت میکنم ساعت یک و نیم می رسم تهران ، دو مرتبه صبح اولین جلسه ام ساعت پنج و نیمه . بعدشم از اون طرف تا بوق شبم دیگه این جور نیست این وسط فرصت نفس کشیدن باشه همین طور کتابی پشت سر هم وایسادن . به خاطر چی . به خاطر اینکه این بچه های نسل جدید ببینه انقلابی ها این طوریند .

ای کاش آقای کاظم سلیمانی بودند این جا بودند در مورد زن بازیهای این صادق محصولی میگفت چه خبره . یا همین آقای ابطحی خودمون .

شما فکر میکنید این آقای کردان که شده اند وزیر . رفتند اونجا به نقل از آقا اون حرفها رو زدند . اگر نظر آقا رو کردان بوده که وزیر کشور باشه ، وزیر کشور که اگر همون روز که وزیر میشه با آقا ملاقات نکنه ، اول هفته اش ملاقات میکنه . پس چرا چند روزه آقا بهش وقت ملاقات نمیده . چرا تا آخر بهش حکم جانشینی رو بهش نمیدن . اگر این جوریه

آقا سالی یک بار دیوان محاسبات رو به حضور می پذیرند و گزارش کار میگیرند . حالا سابقه نداره سالی یک بار دیوان محاسبات بیاد . این رحیمی علیه و علیه چهار ساله به دست اصولگرا ها شده رئیس دیوان محاسبات که الان شده معاون رئیس جمهور . دو سه روز آخر تو مجلس هفتم من به آقای حداد گفتم آقای حداد خدا ازتون نمیگذره که این آدم رو گذاشتید رئیس دیوان محاسبات . تنها کسی که تا آخر جلو رحیمی ایستاد من بودم . آقای یعقوبی و دوستان میدانند . یقه به یقه (شدیم) .

با احمدی نژاد بسته بودند برای من مدرک سازی کنند. گفتم تو هر چی نامه بنویسی من وارد کاغذ میکنم . تو هیچ غلطی هم نمی تونی بکنی . چون تو محلی از اعراب نداری که بخوای بر علیه انقلاب حرف بزنی چون تو از دید من فاسد علی الاطلاقی . چهار سال ، سه سال و نیم ایشون رئیس دیوان محاسبات بودند ، یکبار آقا نه خودشون به این وقت دادند و به دفتر هم گفتند حق ندارید اینو راه بدید . حالا این شده معاون رئیس جمهوری . اون از سعید لوش . اون از وزیر کشورش ، اون از وزیر رفاهش . دیگه حالا من بقیه اش رو نمیگم هر کدومشون رو که نگاه میکنید هر کدومشون یه کلکسیونی هستند .

این دولت انقلابه ؟ این دولت اصولگرایی ؟ اگر این اصولگرایه ما از اصول گرایی برائت میجوییم . با صدای بلند برائت میجوییم اگر این اصولگرا یه . همون طور که از اون وری ها برائت میجوییم .

تو برخورد ما الحمدالله این اتفاق نظر وجود داره ،به خاطر چی؟ به خاطر اینکه ما اینها رو دیدیم . تنها ما دوره قبل یه ملاحظاتی کردیم ، این دوره اصلا این ملاحظات رو نمیکنیم . مگر به دستور به ما بدهند حرف نزن . هر روز که ما دروغ بگیم میتونید بگید چرا دروغ میگی . این طور که نمیشه کسانی که تو حوزه امام دلشون ازشون خون بوده ، اون بحثها بوده ، امام علیه شون پیام به روحانیت بده ، حالا اینا بیان گردانندگان انقلاب و نظام بشن . ما اصلا نمیذاریم . ما از نوزده سالگی قاچاقی زنده بودیم . ما از اونا نیستیم که کنار بیایم . ما قاطع ترین آدمهای تاریخ ایم تو این بحثها . وا می ایستیم . هیچ خورده برده ایی هم نداریم . هر چقدر هم ما بشیم آخرش همون بچه رعیتم که با داداشام می رفتیم ماشین بار میکردیم . بیل و کارگر و رعیت .

فرمت mp3 :
 http://www.4shared.com/file/120866742/48ee2992/ghalibaf_m.html     حجم 8/10 مگا بایت

فرمت  wma :
http://rs438.rapidshare.com/files/260213371/ghalibaf.wma       حجم 17 مگابایت 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 14:45  توسط محمد مسعود  | 

این روزها و در خلال جنجال های سیاسی، خبر محکومیت محرابیان وزیر صنایع دولت نهم خیلی اتفاق جالب و در عین حال عجیبی بود. آقای وزیر گویا پیش از این و در سالهای قبل، اختراع محققین جوان را به نام خود ثبت کرده بوده اند و در مخیله ی مبارکشان هم نمی آمده که روزی بالاخره قضیه لو می رود!! آنچه برای بنده از هر چیزی مهم تر است اینست که : چرا احمدی نژاد پاسخگو نیست؟
آقای رئیس جمهور!
شما که خیلی ها را به دزدی متهم کردی و خدا رو شکر رای خوبی هم جمع کردی. و به دزدگیر ۲۰۰۹ معروف شدی، چرا پاسخگوی آقای وزیر دزد نیستی؟ دزدی مگر شاخ و دم دارد؟

دوستانی که لینک بالا را دیده اند اینها را هم ببینند، ضرر ندارد :

كتاب مذكور به نام سه تن چاپ شده كه تصوير جلد آن را ضميمه كرده ام
دكتر موسي مظلوم
دكتر محمود احمدي نژاد
مهندس علي اكبر محرابيان
كه در رسانه ها نام محمود احمدی نژاد را از اين ميان حذف كرده اند.

:لينك مشخصات كتاب از انتشارات دانشگاه علم و صنعت

http://www.iust. ac.ir/book_ treasure. php?mod=viewbook&book_id=10376&slc_lang=fa&sid=10

لينك كتاب در سايت آدينه بوك

http://www.adineboo k.com/gp/ product/96445448 89

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 7:31  توسط محمد مسعود  | 

كدام انقلاب مخملين؟ چگونه؟

اين روزها منتظريم، تا بالاخره ببينيم كه دادستان و قاضي و ديگر افراد مرتبط با پرونده بازداشت‌شدگان اخير چگونه و با استناد به چه ادله‌اي مي‌خواهند ثابت كنند كه بازداشت‌شدگان و متهمان اخير، سران جريان‌ساز انقلاب مخملين در ايران بودند؟
به عنوان يك روش‌شناس كه سال‌‌هاي بسياري را صرف پژوهش كرده‌ام. معتقدم متهم كردن يك فرد به جريان‌سازي انقلاب مخملين چندان آسان نيست، زيرا انقلاب مخملين تصميمي نيست كه يك شبه اتخاذ شود و عده‌اي در كمتر از يك ماه آن را به سرانجام برسانند و به هدف‌شان برسند، بلكه زيربناهاي تاريخي، اجتماعي و فرهنگي بسياري مي‌خواهد. براي همين نيز سخت معتقدم آنچه در قالب برگزاري اين دادگاه‌ها به نمايش گذاشته شده است نه‌تنها ارتباطي با يك حركت مخملين نداشت، بلكه حتي يك اعتراف معمولي هم نبود.
در اين دادگاه شاهد حضور افرادي بوديم كه پس از گذراندن چند روزي در زندان، تحليل‌هايشان تغيير كرده بود و حالا به اين نتيجه رسيده بودند كه نگاهشان در گذشته درست نبوده است،‌بنابراين تغيير ديدگاه را چطور مي‌توان به برنامه‌ريزي براي انقلاب مخملين ربط داد؟ چرا بايد عده‌اي دستگير شوند، آن هم تنها براي تنبه و اصلاح ديدگاه، فكر و عقيده‌شان يا حتي اينكه معتقد بودند تقلبي صورت گرفته است؟ مگر در اين ميان پولي دريافت شده است؟ كداميك از معترضان اين معترفان چه جرياني را سازماندهي كرده بود، كجا جريان‌سازي كرده بودند و ملت را كجا جمع كرده بودند و به آنها درس انقلاب مخملين داده بودند كه باقي بي‌خبر هستند و تنها ضابطان قانوني باخبر؟ آيا در جريان پخش مشروح دادگاه حرفي از استخدام اين افراد به دست قدرت‌هاي خارجي شنيديم يا اينكه اين افراد پا به ميدان گذاشته بودند تا نظام جمهوري‌اسلامي ايران را از اساس و جوهره تغيير بدهند و به ساختار تازه‌اي برسند؟ اصلا بحث ارتباط با خارجي‌ها و خط گرفتن را هم اگر كنار بگذاريم، با كدام عينك واقع‌بيني مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه محمد عطريانفر و محمدعلي ابطحي چنين قدرتي در اختيار داشتند؟ چطور است كه دو چهره مانند ابطحي و عطريانفر كه هميشه از مديران ميانه بوده‌اند به يك باره داراي چنين قدرت براندازانه‌اي شده‌اند؟ اگر اين نيست شايد هم موقعيت و پايه‌‌هاي نظام براي تغيير قدرت زيادي نمي‌خواهد!
برادران من! انقلاب مخملين تعريف روشني دارد، زيربناهايي مي‌طلبد، به اين آساني‌‌ها نيست كه هر كس كه اعتراض كرد، نافرماني مدني كرد يا بر حسب ذهنيت خود تن به تصميمي ندارد، را خيلي زود به عنوان نشانه‌اي از وقوع انقلاب مخملين تعبير كرد. به عنوان يك جامعه‌شناس مي‌گويم و نه از منظر سياسي! چه كسي و با چه استدلالي مي‌تواند ثابت كند كه حضور مردم در خيابان‌ها و اعتراض‌شان نسبت به شرايط اخير ناشي از هدايت و تصميم محمدعلي ابطحي و عطريانفر بود؟ چرا موقعيت و قدرت افراد را براساس واقعيت‌هاي موجود مورد قضاوت و كنكاش قرار نمي‌دهيد؟ مردم ايران يك حركت خودجوش داشتند، رسانه خارجي نبود، پولي نگرفته بودند و در ميتينگي به آنها نگفته بودند «ملت پيش به سوي انقلاب مخملين!» تنها ذهنيت حاكم بر افكارعمومي اين ماجرا را پيش مي‌برد. چرا شعور مردم و ملت را دست كم بگيريم و فكر كنيم ملت و افكار عمومي هميشه بايد دنباله‌رو باشند و خود قادر به گرفتن هيچ تصميم جمعي نيستند، كاش در جريان اين محاكمات و تئوري‌پردازي‌ها ذره‌اي هم واقعيت‌هاي موجود را لحاظ مي‌كرديم. كجاي قانون اساسي آمده است كه اعتراض مدني و آرام جرم است؟ اين افراد كه در بازداشت به سر مي‌برند، كجاي اين پروسه، قانون اساسي را از بيخ و بن ناديده گرفته‌اند، كسي كه در صدد انقلاب مخملين است كه مدام پافشاري نمي‌كند تا حقوق قانوني كه قانون اساسي برايش در نظر گرفته در جامعه پياده شود، مگر اينكه قانون اساسي ما دستورالعمل دستيابي به انقلاب مخملين باشد و ما بي‌خبر، زيرا خواسته مردم كوچه و خيابان انقلاب مخملين نيست، بلكه استفاده از تمام آزادي‌هاي سياسي و اجتماعي قانون اساسي است.


از سوي ديگر انقلاب مخملين نسخه‌اي است كه تنها در جغرافياي سياسي خاصي پياده مي‌شود. كشورهاي سوسياليستي اروپاي شرقي كه سال‌ها زير نوع كمونيسم شوروي بودند تنها بخش‌هايي هستند كه اين نسخه ناقص در آنها عمل كرده است. دليل اصلي وقوع انقلاب مخملين در اين كشورها هم منش ديكتاتوري حاكم بر آنها بوده است، آيا كسي مي‌پذيرد كه به لحاظ ساختار سياسي دولت ايران منش ديكتاتوري داشته كه حالا ما بايد شاهد بروز انقلاب مخملين در آن باشيم؟ قطعا جواب واقع‌بينانه وجود اين رويكرد را از بيخ و بن نفي مي‌كند. اما به هر حال هر معادله‌اي از يك وجه ساختاري برخوردار است و نمي‌توان آن را تنها از يك بخش مورد بررسي قرار داد، بايد دو سوي معادله را نگريست. براي رسيدن به انقلاب مخملين ملزوماتي نياز است، كه از مهم‌ترين آنها وجود و نفوذ قدرت خارجي به اضافه دولت ديكتاتوري است، كداميك از اين دو در كشور ما وجود دارد كه اكنون ما براساس آن بايد به توهم توطئه مخملين رسيده باشيم؟ كشور ما هرگز خصايص يك كشور سوسياليستي يعني بي‌توجهي به آزادي را نداشته است، پس امكان پياده شدن اين نسخه از سوي دشمن خارجي و داخلي براي هميشه در نظام جمهوري اسلامي ايران منتفي است. اين منش زيبنده جمهوري اسلامي نيست و صداوسيما سردمدار اين منش جديد و تخريبگر شده است. اگر بپذيريم كه اين افراد بدون اعمال هيچ‌فشاري دچار چنين تغيير نگرش ژرفي هم شده‌اند، باز هم بايد گفت اين رويكرد جديد چه ربطي به اعتراف دارد و چه ربطي به كودتاي مخملين كه مدام اين تركيب نوآمده در صداوسيما تكرار مي‌شود؟ مدتي است به اين نتيجه رسيده‌ام كه ديگر اظهارنظر و نقد فايده‌اي ندارد، اما نگرانم به عنوان يك شهروند پايبند به نظام جمهوري اسلامي ايران، نگرانم. نگران جوهره انقلاب، نگران وجهه آزادي كه قرار بود در كشورم مستقر شود و نگران اعتماد عمومي ملتي كه 30 سال براي كسب آن زحمت كشيده شده است. قرار نيست كه براي تحكيم پايه‌هاي قدرت يك جناح دست به هر رويارويي‌اي بزنيم، زيرا رويارويي‌ اينچنيني مي‌تواند تبعاتي داشته باشد. اگر اينچنين باشد پس امر به معروف و نهي از منكر در نظام ما چه مي‌شود، مشورت، همدلي و همگرايي را در كجاي اين رويارويي مي‌گنجانيد؟ اي كاش محكمه قضايي تصميم بگيرد، حتي در همين جاي كار با استناد به مدارك مستدل مخملي بودن اعتراض‌ها را ثابت كند و متهمان را با اتهام‌هايي در اندازه توان‌شان به محاكمه بكشاند و از همه مهم‌تر مردم را عاقل بپندارد، در غير اين صورت بايد گفت كه اين اعتراف نيست و از اين رويكرد نمي‌توان مدركي يافت مبني بر برنامه‌ريزي انقلاب مخملين، اگر قدرت هم وجود ندارد بهتر است كه محاكمه‌ها تعطيل شود تا آبروي قضايي كشورمان بيش ازين به خطر نيفتد. من هم مانند هر شهروندي نگرانم، نگران روزي كه پس از اين حركت، هر اعتراضي نشانه‌اي از قصد به انقلاب مخملين تعبير شود و اين لحظه دردناكي است...


عماد افروغ - اعتماد ملی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 6:48  توسط محمد مسعود  |