تبليغاتX
دلنوشته ها
دلنوشته ها

برای عروسک های هباء...

هباء، سلام!
هدیه های «تانیا» را گرفتی؟!
قبل از پرتاب، روی راکت ها برایت یادگاری نوشته بود...


...
هباء!
طعم سرب، طعم گلوله چه طعمی است؟
اینجا ما «رمز تمایز» را خوب می فهمیم؛
وقتی به ما می گویند: «با ما باش: نستله»...


...
هباء!
فدای کودکی هایت شوم!
از امروز، دیگر همه ما «فلسطینی» هستیم.
بغضت نشکند...
عیبی ندارد،
بگذار ملک عرب، پیمانه به پیمانه قاتل هستی تو بزند، به سلامتیش...


...
هباء!
دستان کوچکت را می بوسم،
یادت نرود، مواظب باش... مواظب خلخال پای پیرزن یهودی...


...
هباء؛
دختر 6ساله فلسطینی!
به داود -برادرت- بگو:
هر وقت سنگی به سوی جالوت پرتاب کرد،
سنگی نیز به چشم های کور دنیا بزند، و به دل های سیاه مردمانش...

....
این، شمعی است کوچک برای خانه کوچک هباء... / بشنوید حکایت کودکانه هباء را از لطف عدو...
 
منبع :

S.K.Doaei@Gmail.com

|+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 11:42  توسط محمد مسعود  | 

فاجعه در غزه

 !Some Palestinians are dead, some are living, but most are not yet born

|+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 23:21  توسط محمد مسعود  |