تبليغاتX
دلنوشته ها
دلنوشته ها
قبر و یاد قیامت

روایت شده از « براء بن عازب » _ که یکی از معروفین صحابه است _ که گفت :

 ما در خدمت حضرت رسول (ص) بودیم که نظر ایشان به جماعتی افتاد که در محلی جمع گشته بودند . 

پرسیدند : چرا مردم اجتماع کرده اند ؟

گفتند : جمع شده اند و قبر می کنند .

براء  گفت : چون حضرت اسم قبر را شنید ، شتاب کرد در رفتن به سوی آن تا خود را به قبر رسانید ،

پس به زانو کنار قبر نشست .

من به طرف دیگر مقابل روی آن حضرت رفتم تا تماشا کنم آن حضرت چه می کنند .

دیدم : گریست به حدی که از اشک چشم خود خاک را تر کرد . پس از آن رو کرد به ما و فرمود :

 “  إخوانی لمثل هذا فأعِدّوا

 برادرانم مثل این مکان تهیه ببینید و آماده شوید .

 

                            مستدرک الوسائل : ج 2 ، ص 465 ، ب 74 ، ح 2476 .

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 23:27  توسط محمد مسعود  | 

سلام
سلام رفقا

ماه مبارک رمضان بر همگی مبارک باشه. و انشاء الله بتونیم آنچنانکه شایسته است از این ماه استفاده کنیم.

حقیر هم تو این ماه تصمیم گرفتم به جمع بلگفانویس ها بپیوندم. قبلا جای دیگه ای وبلاگ داشتم ولی عمومی نبوده! حالا دوست دارم بنویسم. نقل قول کنم. عکس بذارم. و... تا همه استفاده کنن.

منتظر نظراتتون هستم!

|+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 14:39  توسط محمد مسعود  |